بالاخره بعد از مدتها تصميم گرفتم يك پست جديد بگذارم. علت وقفه اين بود كه واقعا خبر قابل عرضي نبود و گاهي اگر كسي سوالي داشت در قسمت كامنتها هرچي مي دونستم را در اختيارش قرار مي دادم.

و اما پرونده مهاجرتي ما ظرف چند روز آينده وارد شانزدهمين ماه انتظار ميشه به علاوه اينكه اين پراسس شدنمون هم همين روزها يك ساله ميشه. ديگه داره همه چيز خنده دار ميشه ما هم براي دلخوش كردن خودمون  ماهگردها و سالگردها را مي شماريم. سالگرد افتتاح پرونده، سالگرد فايل نامبر اول، فايل نامبر دوم و الي آخر. دلمون شده مثل تالار پذيرايي همش دنبال مناسبت مي گرديم تا به پرونده فكر كنيم.به قول آقا رضا ها ها ها.

و اما بعد از مشكلي كه براي ما پيش آمده بود وكيلمان پيگير ماجرا بود. همون موقعها شنيده بودم كه ايميلهاي سفارت دچار اختلال بوده و  ايميل دوم را يك مقدار خشن تر نوشت كه جواب اومد در اسرع وقت هر نفر چهار قطعه عكس بفرستيم كه اينكار دو ساعته انجام شد. نكته قابل توجه اين بود كه فرمت عكسها نسبت به زماني كه ما مدارك را ارسال كرده بوديم(پارسال) تغيير كرده بود. يعني فاصله تاج سر تا چانه بيشتر شده بود. هنوز هم نميدونيم كه چرا ازمون عكس خواسته شده بود. عكسهاي قبليمون مشكلي نداشت. به علاوه با مداركي كه براي آپديت بايد ارسال مي كرديم هم 6 قطعه عكس خواسته بودند. فكر كنم عكسهامون را گم كردند به روي مبارك نمي آورند.  به هر حال هنوز خبري بابت اون چهار تا عكس كه گفته بودند پراسس پرونده ما منوط به ارسال سريع اونهاست نشده.

براي ارسال مدارك مورد نياز براي آپديت90 روز وقت داشتيم كه ارسال كرديم و با توجه به مشكلاتي كه براي جمع آوري اونها داشتيم واقعا زمان كافي بود اگر 60 روز وقت داشتيم نمي تونستيم كه به موقع ارسال كنيم چون مدرك تحصيلي همسر جان را بايد آزاد مي كرديم كه در اون موقع از تابستان هم دانشگاه نيمه تعطيل تا تعطيل بود و هم در ماه رمضان ساعت كار كم شده بود و امضا كنندگان هم اغلب در مسافرت به سر مي بردند. سوء پيشينه يك هفته اي اومد و مشكلي نداشتيم. ولي يك نكته اگر مي توانيد شماره موبايل آقاي پستچي محله را از اداره پست منطقه محل سكونتتان بگيريد و با او در تماس باشيد و انعام را فراموش نفرماييد تا هواي كليه مرسوله هاي شما را داشته باشد. ما نزديك يك ماه مچل بوديم تا پاسپورت همسري را آخر سر رفتيم از اداره پست گرفتيم. ولي موقع دريافت سوء پيشينه پستچيمون هوامون را داشت.

و اما مداركي كه ارسال كرديم به شرح زير است:

كپي صفحه اول پاسپورت تمام اعضاي خانواده.

جدول پر شده و امضا شده مربوط به سابقه سفرهاي خارجي اخير، تغييرات شغلي، تحصيلي و تركيب خانواده.

مدرك دكتراي همسر جان به علاوه ريز نمرات كه البته قبلا ريز نمرات را آزاد كرده بوديم و فرستاده بوديم.

cover letter كه آقاي وكيل نوشته بودند.

6 قطعه عكس طبق ضوابط مربوطه.

نامه بانك و گردش شش ماهه حساب.

* علي رغم اينكه خواسته بودند لندينگ في را بپردازيم ولي وكيل گفت كه زماني كه فرمهاي مديكال را ارسال كردند اين پول را بپردازيد و در cover letter  هم اين نكته را متذكر شد. لذا ما لندينگ في را نداديم.

* مدارك را خودمان ارسال كرديم به سوريه و قبل از ارسال آقاي وكيل در كانادا اسكن مدارك را چك كرد و تصحيح كرد. بد هم نشد اينطوري زودتر مي رسه و ترس و استرس ما هم كمتر ميشه.

اين انتظار داره خيلي مسخره ميشه و از دوستاني كه به روش قديمي اقدام كرده بودند و چندين سال منتظر بودند خواهش ميكنم كه خرده نگيرند. ما هم قبلا فايل به روش قديمي داشتيم و مشكلي هم نبود منتظر بوديم تا وقتش برسه (البته بعدا كنسلش كرديم.) ولي وقتي به شما ميگن شش ماه تا يكسال ويزا ميگيري ولي بعد از 1 سال و نيم تازه ميگن در اسرع وقت براي ما عكس بفرستيد ديگه كار از گريه ميگذره و بايد خنديد. نميدونم شايد هم چايي افيسر برگشته رو پروندمون. مقايسه اش مثل اينه كه شما 5 سال منتظر ميمونديد ولي بعد 8 سال ازتون دوباره چيزهاي ابتدايي مي خواستند و 10 ساله ويزا مي گيرفتيد.قواي جووني و كاري ما داره در اين انتظار تحليل ميره وفقط كساني كه شرايط من را دارند مي فهمند كه اين انتظار چه انرژي از آدم ميگيره. كساني كه ويزا گرفتند يا به سلامتي رفتند اين درد را فراموش مي كنند چون بشر فراموشكاره و با گذشت زمان شدت درد را فراموش ميكنه چون ديگه حسش نميكنه. به علاوه قطعا با پايان بازي مهاجرت بازيهاي جديدي در راه ميان اون هم در جامعه جديد و كلا در سرزمين تازه ها كه همه چيز تازه است و هر روزاتفاقات جديد مي افتند و زندگي پر از سورپرايز مي شود و آدم مشكلات قبلي را كلا فراموش مي كند.

  اميدوارم اميد هيچكس نا اميد نشه و هيچ چشمي به انتظار خشك نشه.