گذشته. حال. آينده!
خدا را هزار مرتبه شكر كه بالاخره شهر ما يك نفسي كشيد و به دنبال آن نفس ما هم تازه شد. صبح با خيال راحت پنجره را باز كردم تا قبل از آغاز هياهوي شهر و آلودگي دوباره هوا كمي اكسيژن تنفس كنم.
از وقتي نامه پاسپورت ركوئستمون اومد خانوادگي مريض شديم. آخرين مريضمون هم همسر جان بود كه خدا را شكر الان ديگه تقريبا خوب شده.
از اونجايي كه انتظار در فرايند مهاجرت، بخشي جدا نشدني محسوب ميشه ما هنوز هم منتظريم. شدت عذابش و نوعش فرق مي كنه ولي هنوز هم لاك پشت كوچولو ما را منتظر مي گذاره. چون براي رفتن در فصل سرما عجله اي نداشتيم تصميم گرفتيم كه پاسپورتها را از طريق يكي از سه پست پيشنهادي سفارت ارسال كنيم. حدس مي زنم خودشان هم ترجيح مي دهند كه اين كار با پست انجام شود چون پيشنهاد اولشان اين بود. فعلا كه منتظر هستم و بعد از اينكه نتيجه گرفتم در اين باره بيشتر توضيح خواهم داد.
يكي از دوستانم خواسته بود بنويسم اين روزها چي كار مي كنيم. سعي مي كنم در مورد جايي كه مي خواهيم برويم بيشتر تحقيق كنم. گاهي نقشه ها را مرور مي كنم. بليطها و هتلها را ارزيابي مي كنم. فهميدم كه IOM فعلا كلاس براي مهاجرها نميگذارد ولي بليط را ميشه ازشون با تخفيف خريد. البته بليطها مثل قبل فقط از لوفتهانزاست و يكطرفه است و مشكل اينجاست كه شما فقط براي يك تاريخ مشخص مي توانيد بليط رزرو كنيد و در صورت تغيير تاريخ بايد جريمه بپردازيد كه فكر كنم گفت 100 دلار ميشه. به علاوه اينكه پول بليط را بايد به دلار آمريكا پرداخت كنيم. ما تصميم داريم كه قبل از رفتن حساب بانكي را از ايران افتتاح كنيم و اينطور كه فهميدم گويا فقط رويال بانك اين امكان را دارد كه قبل از ورود مهاجر برايش حساب باز كند. به هر حال فكر كنم يكي از ايمن ترين راهها براي انتقال پول باشد. اگر موفق شديم و اين كار را انجام داديم در يك پست كامل توضيح خواهم داد. چون فعلا منتظر پاسپورتها هستيم اقدام جدي نكرديم. خواهش مي كنم اگر كسي در زمينه انتخاب هتل يا مهمانسرا و همينطور افتتاح حساب تجربه اي دارد با ما در ميان بگذارد.
سعي مي كنم لينك سايتهاي خوبي كه پيدا مي كنم را در پيوندها اضافه كنم. و اما از مهمترين مشغوليتهاي اين روزها خواندن زبان است كه از نان شب واجبتر است. البته تمركز روي مكالمه است. سعي مي كنيم توي خونه با هم انگليسي حرف بزنيم و يك معلم خصوصي هم داريم كه با هردوي ما كار مي كند. به نظر من معلم جداي از كليه فوايدي كه دارد شباهتي هم به دكترهاي تغذيه دارد. وقتي در يك زمان مشخص مجبور به پاسخگويي باشيم قضيه خيلي جدي تر دنبال ميشود. به شكل مستقل از كتابهاي tec method هم خودمان با نظر خودمان استفاده مي كنيم و راضي هستيم. به نظر من براي مكالمه خيلي مفيد است. خواندن زبان كمكي است كه خودمان ميتوانيم به خودمان بكنيم تا در جامعه جديد زودتر جا بيفتيم.
گاهي وقتها هم به اين فكر مي كنم كه چه چيزهايي را با خودمان ببريم. چه چيزهايي را بعدا ببريم. سعي مي كنم قيمت اجناس را در فروشگاههاي كانادا چك كنم تا بهتر بتوانم تصميم بگيرم كه چي ببريم و چقدر براورد داشته باشيم. به هرحال هنوز ليستي تهيه نكرديم. نميدونم آيا اگر بالاخره بريم روزي برميگرديم يا نه و چقدر طول ميكشه كه برگرديم. واقعا نميدونم چي ميشه. از شش سال پيش كه ازدواج كرديم چون هميشه در اين فكر بودم كه بالاخره مهاجرت خواهيم كرد زياد چيز جديدي نخريديم. خيلي وقتها دلم مي خواست يك سري از وسايل را نو كنم ولي پا روي دلم گذاشتم و صبر كردم. خانمها بيشتر در اين زمينه من را درك ميكنند. ولي در كل خيلي به اسباب اثاثيه ام وابسته نيستم. بالاخره تمام وسايلي كه در اختيار ماست امانتي بيش نيست. ترك وطن هم بي شباهت به مرگ نيست. همه چيز را بايد بگذاري و بروي با 2 تا چمدان. دلم براي تهران امروز اصلا تنگ نميشه چون من همين الان هم دلم براي تهران خودم تنگ است. شهري كه آب خوردنش در دنيا تك بود. هوايش تميز بود. مردمش حتي اگر فقير بودند ولي دلشون خوش بود. خيابون ها خلوت بود. هر جا مي رفتيم راحت پارك مي كرديم و به كارهامون مي رسيديم. يادش به خير كه چه برفهايي ميومد.ديگه حتي به دربند و دركه رفتن فكر هم نميكنيم چون آخرين باري كه رفتيم اينقدر توي ترافيك مونديم كه پشيمون شديم و برگشتيم. وقتي ميرم شمرون دلم خيلي براي باغهاي قديمي اونجا تنگ ميشه. يادمه بچگيها توي اوج موشك باران وقتي فاميلي كنار هم بوديم چقدر دلمون گرم بود ولي الان ديگه نه توي شادي واقعا به هم نزديك ميشيم نه توي غم. تهران دوست داشتني من به خاطره هام رفته. بگذريم اين روزها اگر از غصه ها بگيم تومار ميشه. بايد سعي كنيم لااقل با شاديهاي كوچك خوش باشيم. ياد استاد گلمون دكتر كهرم افتادم كه ميگفت توي حال زندگي كنيد و احساس خوشبختي و شادي كنيد حتي اگر يك جفت جوراب هم خريديد با همون عشق دنيا را بكنيد. واقعا شادي چيز با ارزشي است.
با توجه به اينكه هنوز هم ميبينيم براي بعضي از دوستان نامه هاي آپديت يا مديكال يا ويزا اومده من پيش خودم فكر مي كنم كه سفارت تا آخرين لحظات سال نو فعال باشد و به كماي مطلق نميرود. يك تجربه عيني هم در مورد سفارت آمريكا دارم كه در تعطيلات ژانويه سالهاي پيش كاملا فعال بود و تعطيلات هيچ تاثيري در سرعت يا فعاليتشان نداشت. اميدوارم دوستان گل منتظرم هرچه زودتر از چشم انتظاري دربيايند و خبرهاي خوب را به همه بدهند و به پايان خوش پرونده هايشان نزديك شوند.
ایمان دارم که برای کشف اقیانوسهای جدید باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشیم. زیرا این جهان جهان تغییر است و نه تقدیر. با خانواده مهاجرت کرده ایم با چشمانی باز. باشد که در اینسوی کره زمین زندگی بهتری بسازیم و آینده ای صد چندان بهتر برای فرزندمان که امیدوارم هیچ باد ناجوانمردی دنیای زیبایش را از هم نپاشد.