بعد از مدتها يك پست جديد مي گذارم. علت تاخير زياد هم اينست كه اولا حرف تازه اي براي گفتن نداشتم و ديگر اينكه چندي پيش يك پست بلند بالا نوشتم كه متاسفانه پريد و خيلي عصباني شدم و كلا از مود پست گذاشتن خارج شدم. بگذريم با كلي تاخير سال نو را به همگي تبريك ميگم و از صميم قلبم براي همه دوستان عزيز نديده ام آرزوي موفقيت و سلامتي دارم. فكر مي كنم در اين سال جديد مديكال و ويزاي خيلي از دوستان به دستشون ميرسه.

اين روزها، روزهاي پر استرسي هستند. جمع و جور كردن كارها و اتفاقات ناخواسته اي كه ميفته به ما فشار زيادي وارد ميكنه. براي رفتن لحظه شماري مي كنم چون هر چه بيشتر ميگذره بيشتر احساس نفس تنگي مي كنم. احساس مي كنم مشكلات و اتفاقات ناخوشايند مثل دستي هستند كه روي گلويم را فشار مي دهند. دلم خيلي پره. دوست دارم تك تكشان را اينجا درج كنم كه هروقت رفتم كانادا و دلم براي اينجا تنگ شد با خوندنشون يادم بياد كه چه روزهايي را با چه اتفاقاتي پشت سر گذاشتيم. 

خداحافظي كردن از فاميل و دوستان هم از عيد شروع شد كه اصلا برايم خوشايند نيست و امان از اشك من كه دم مشكم است. بعضي ها كه ميدونم واقعا به ما علاقه دارند با عشق نگاهمان مي كنند و با اينكه به شدت دلتنگ ميشوند ولي برايمان آرزوي موفقيت و سربلندي مي كنند ولي بعضي هم كه مي دونم حسادتشون داره باعث انفجارشون ميشه يا همش آيه ياس مي خونند يا با انواع حرفهاي منفي سعي مي كنند انرژي منفي خودشون را به ما بدهند. غافل از اينكه تصميم به مهاجرات ما حرف امروز و ديروز نيست و عزم ما جزم تر از اين حرفهاست كه با يك حرف شل بشه. نميدونند كه  دوستان مجازي چقدر بيشتر از دوستان حقيقي براي ما دوست هستند و دنياي اينترنت چقدر اين روزها كارها را ساده تر كرده و راههاي تحقيقاتي را توسعه داده. وبلاگ نويسي و ارتباط با دوستان وبلاگي به من خيلي كمك كرد. در روزهاي انتظار هروقت دلم ميگرفت ميومدم اينجا غر مي زدم و كلي دوست و همراه داشتم كه دلداريم مي دادند. كلي اطلاعات به دست آوردم كلي از راهنماييهاي دوستانم استفاده كردم. واقعا خوشحالم كه وارد دنياي وبلاگ نويسي شدم.

بخشي از نتايج وبگردي ها و تحقيقاتم را در ليست پيوندها قرار دادم كه خيلي به درد خودم خورده احتمالا براي دوستاني كه به من سر ميزنند هم مفيد خواهد بود.

از ماجراي افتتاح حساب خيلي ميگذره براي همين به جاي پينوشت در پست ها قبلي، اينجا مينويسم. ما با موفقيت توانستيم حساب بانكي در كانادا باز كنيم. فقط امكان واريز پول را داريم تا وقتي كه حضوري به بانك مراجعه كنيم و يوزر و پسورد بگيريم . بعد از آن مي توانيم برداشت نماييم. منتها هميشه بايد يك مشكلي باشه. اين روزها بر خلاف سالهاي پيش در اين زمان ارزش دلار كانادا از دلار آمريكا به شدت بيشتر شده . ما مجبور ميشيم با كلي ضرر دلار كانادا تهيه كنيم. با بانك هم مكاتبه كرديم اعلام كرده كه حتي اگر دلار آمريكا بفرستيد ما به دلار كانادا تبديل مي كنيم. اگر مي دونستيم در فرمهاي ارسالي بانك، حساب را با دلار آمركا افتتاح مي كرديم. به هرحال خواستم بگم كه روند افتتاح حساب را درست انجام داده بوديم و فقط كمي بدشانسي آورديم. ديگه ما پيش بيني جنگ نفت در ليبي را نكرده بوديم.

وسايلي كه مايل بوديم ببريم را ليست كرديم و همگي را وزن كرديم و فهميديم كه خيلي اضافه بار داريم. موقع توزين وسايلم واقعا درك كردم كه حتي يك قاشق چايخوري ناقابل هم براي خودش وزني دارد كه در مقايسه با 23 كيلو بار مجاز چمدان قابل توجه است. يا بايد فريت كنيم يا اينكه فقط ضروري ترين وسايل را ببريم. فكر مي كنم با توجه به اينكه هنوز محل زندگي مشخصي نداريم و بار كشي زيادي پيش رو داريم منطقي باشه كه راه دوم را بريم يعني فقط ضروري ترين وسايل را ببريم. كتابها را هم پست مطبوعاتي مي كنيم. بعضي ها پيشنهاد دادند كه پلوپز ايراني بگيريم. فهميدم كه در ايران شركت پارس خزر و ناسيونال پلوپز 110 ولت دارند.

با پارس خزر صحبت كردم گفتند كه فعلا جديد توليد نكرده اند و ندارند ولي ناسيونال داره و بايد براي خريد به فروشگاهي در بازار تهران مراجعه شود. اگر كسي خواست بگه شماره اش را بدهم چون خودم خيلي به سختي بهش رسيدم.

در پايان اميدوارم اين سال جديد سالي بسيار خوب و پر بركت باشه و خواهش مي كنم انرژي مثبت را فراموش نفرماييد كه بسيار به آن احتياج داريم.

پينوشت: من باز هم تحقيق كردم و نهايتا تصميم گرفتم پلوپز از ايران نخرم. چون هم پلوپزهاي موجود درفروشگاههاي كانادا ارزانتر است هم اينكه با توجه به بار و وزن چمدانها براي من ارزش ندارد كه هزينه كنم. ولي براي كساني كه مايلند مي نويسم: قيمت 4 نفره 53000 تومن و 8 نفره 64000 تومن است. شماره تلفن مغازه هم اينست:

55581222مغازه آقاي احرابي در بازار بزرگ.

راستي پست مطبوعاتي هم سوال كردم گفتند ارسال كتاب به كانادا حدودا كيلويي 5 تا 6 هزارتومنه. بسته بندي را هم خودشان انجام ميدهند. پس خيلي اميدوار نيستم كه همه كتابهاي محبوبم راببرم. بايد گلچين كنم و بقيه را هم ببخشم.