درهم برهم پس از 3 ماهگی
از اونجایی که زندگی مهاجر پر از اتفاقات پیش بینی نشده است. مدتی پیش لپ تاپ ما که از ایران آورده بودیمش دچار مشکل شد. در حالی که به برق وصل بود ولی باطریش شارژ نمیشد و بعد از کمی بوق بوق زدن خاموش میشد. خلاصه شانس آوردیم که در اون موقع حراج خوبی شده بود و نهایتا کامپیوتر جدید خریدیم. تایپ فارسی بدون برچسب برای من سخت بود برای همین این چند وقت نمیشد پست بگذارم. حرفهای ریادی برای گفتن داشتم و حالا سعی می کنم هر چی به خاطرم میاد را اینجا بنویسم.
اول ادامه بحث فریت: همونطور که قبلا گفته بودم ما بخشی از وسایلمان را فریت کردیم و در همان جا به ما گفتند اگر کپی بلیط و سایر مدارکمان را نزد یکی از بستگان درجه یک بگذاریم آن شخص می تواند بعدا برای ما سری دوم وسایل را فریت کند. ما هم همین کار را کردیم ولی متاسفانه این قانون حالا تغییر کرده و اجرا نمیشود. خلاصه با کلی دردسر و زیر میزی قضیه حل شد و سری دوم وسایل را فریت کردیم و گویا این روزها به شدت فریت فرودگاه شلوغ است فکر کنم یا عده بیشتری از مهاجرها این کار را میکنند یا اینکه مهاجرها کلا زیاد شدند یا اینکه امکان فریت به کشور آمریکا هم فراهم شده و باعث شده به عده متقاضیان اضافه بشه. به هر حال اگر چند روز قبل با یکی از کارگزاران شرگتها هماهنگ کنید و کمی قبل از 8 صبح اونجا باشید سریع کارتان راه میفتد.
دوم گاراژ سیل یا خرید وسایل دست دوم از همسایه ها: قبلا شنیده بودم که در گاراژ سیل ها یا آگها هایی که همسایه ها به برد لابی یا کنار صندوق پستهای ساختمان میزنند می توان اقلام خوبی خریداری کرد. سعی کردم چند بار این مساله را امتحان کنم ولی هربار خیلی تو ذوقم خورد. طرف وسایلی را که باید سر کوچه قاطی زباله ها بگذارد را گذاشته بود برای فروش. از این خنده دار تر قیمتهایشان بود. خلاصه فکر کنم رفتن به اینجور جاها صرفا برای تغییر روحیه و کمی خنده بد نباشد. خیلی جلوی خودم را گرفتم که به طرف نگم " خودت را مچل نکن یک پولی هم باید بدهی این آشغالا را یکی ببرد". خلاصه اعتماد به نفس بعضی ها خیلی جک است خصوصا چینی ها و هندیها. خدای اعتماد به نفس و لهجه های در پیت هستند.
سوم غذا: بیشتر کماکان در خانه غذاهای ایرانی تهیه می کنیم. پیشنهاد می کنم تا جایی که امکان دارید سبزی خشک از ایران بیاورید. سایر اقلام را اینجا می توان تهیه کرد. حتی سوپرهای غذایی بزرگ مثل food basic هم بعضی مواد غذایی ایرانی را می فروشند. از همین فروشگاه رب گوجه فرنگی مجید و روژین انواع ترشی و شور ،گلاب عرق نعنا و امثالهم را چند بار خریدیم. در کل به لحاظ قیمت هر آنچه را که می توانید از فروشگاههای بزرگ بخرید بهتر است. ما فقط گوشت و مرغ و نان بربری را از سوپرهای ایرانی میگیریم چون دو قلم اول هم بهتر است هم ارزونتر قلم دوم هم که خاص ایرانیهاست. سوپر گوشت زمانی که در خیابان یانگ قبل از استیلز و بالاتر از فینچ است هم تمیز است و کشتار روز را عرضه می کند هم برخورد با مشتریشان خوب است. فقط نکته ای که باعث می شد روزهای اول گاهی غذاهای ما خراب شود این بود که نمیدونم چرا حبوبات اینجا مخصوصا لپه به شدت سریع پخته میشوند. لذا اگر از لپه خواستید استفاده کنید باید خیلی مواظب باشید که در خورشتتان محو نشود. باقالیهای فریزری هم که دیگه بدتر. اصلا نیاز به پختن ندارند. حتی اگر فقط موقع دم کردن برنج لا به لا ریخته شوند باز هم له میشوند. به ظاهرش نمیومد نمیدونم چرا اینطوری بود. در کل اینجا غذا خیلی زود پخته می شود.
چهارم گواهی نامه: امتحان road test را یک بار رد شدم و می خواهم دوباره امتحان بدهم. ایران که بودم 10 سال سابقه داشتم میدون آزادی و بیشتر خیابونهای شلوغ مسیر هر روزم بود. ولی اینجا به کل اعتماد به نفسم را از دست دادم. رعایت حق تقدم، رعایت سرعت مجاز ( نه کمتر نه بیشتر) ، عابر پیاده (امان از دست عابر پیاده) خیلی مشکل است. برای ما که تو ایران سر هر تقاطع منتظر ماشینی موتوری چیزی بودیم حالا خیلی سخته که وقتی موقع عبورمان است بدون توجه به اطراف فقط عبور کنیم. کنار گذاشتن عادتهای رانندگی در ایران مشکل است لااقل برای من که اینطور است. مضافا اینکه عادت کردن به دنده اتوماتیک هم مهم است و مستلزم تمرین بیشتر است و برای ما که ماشین نداریم و بودجه اختصاصی به رانندگیمان هم محدود است مشکلاتی ایجاد می کند. به هر حال امیدوارم شر این قضیه زودتر کنده شود.
child benefit: بابت بچه و همینطور مقداری از مالیاتهایی که میدهید همان روزهای اول باید فرمهایی را پر کنید و به اداره مالیات بدهید. برای ما کلیه این کارها توسط نیوکامر سنتر انجام شد. و در اواخر جولای دریافت پول شروع شد. یکی از مراکز نیوکانر سنتر که اعلب کارمندهایش هم ایرانی هستند در خیابان یانگ کمی بالا تر از شپرد نرسیده به mel lat man قرار دارد. کمکهای خیلی خوبی می کنند و مخصوصا برای روزهای اول راهگشاست. مثلا برای ما در دوره های مرکز skills for changeثبت نام کردند که خیلی مفید بود. مخصوصا engineering you future. برای کلاسهای elt(enhanced language training ) حتما اگر لول زبانتان بالا بود بروید که خیابان شپرد نزدیک دادلی است. علاوه بر کلاسهای زبان برای بعضی ها که خودشان تشخیص بدهند امکان کار داوطلبانه و بعد کاریابی هست که البته همه اینها بسته به رشته تحصیلی و توانایی های فنی و کاری متقاضی دارد. اگر برای رشته تحصیلی کسی اینجا کار نباشد بیتعارف میگویند از اول شروع کند و درس دیگری بخواند. به هر حال قبل از ورود به کانادا به این مساله توجه کنید و تحقیق کنید که اوضاع بازار کار رشته تان چجور است. شاید در کشور دیگری موفقتر باشید. به هر حال اینم از تجربه ما.
کماکان به سرویس دولت کانادا و اونتاریو برای هزینه های سنگین مهدکودک و نداشتن برنامه ای خاص برای ما مهاجران تازه وارد بچه دار معترضم. همسر دیگه به کلاسهای لینک نمیره لذا مهدکودک رایگان را از دست دادیم. فعلا ناچار شدم خانه نشین بشم و به گل پسر برسم. با هم کلی بازی می کنیم، پارک میریم، کتابخونه میریم. ولی هر وقت داریم از جلوی کلاسهای لینک رد میشیم بهانه میگیره که میخواهم برم day care خلاصه کلی ناراحت میشم. ولی امکانات کتابخونه هم خوبه. کارتون میبینه، بازی میکنه و در کل بهش خوش میگذره. نمیدونم با سرد شدن هوا چجوری میتونم سرگرمش کنم. حالا تا اون موقع ببینیم چی میشه.
کارتهای اوهیپ هم سر سه ماه اومد. حالا باید دنبال دکتر خانوادگی باشیم. ما خودمون را برای سه ماه اول بیمه نکرده بودیم و خیلی نگران بودیم. یکبار من و پسرم سرما خوردیم که خوشبختانه با داروهایی که از ایران آورده بودم خوب شدیم. راستی علت اینکه سه ما اول بیمه نداشتیم این بود که به ما گفتند آکسا به خاطر تحریم دیگه در ایران فعال نیست. بیمه دیگری جایگزینش بود که باز هم چندان اطمینانی بهش نداشتیم. خلاصه بعد از تحقیقات همسر نهایتا بدون بیمه مسافرتی این سه ماه را سر کردیم.
امیدوارم پست بعدی را زودتر از این بگذارم. لطفا انرژی مثبت فراموش نشود که همیشه به آن نیاز داریم مخصوصا در این دیار غربت.
ایمان دارم که برای کشف اقیانوسهای جدید باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشیم. زیرا این جهان جهان تغییر است و نه تقدیر. با خانواده مهاجرت کرده ایم با چشمانی باز. باشد که در اینسوی کره زمین زندگی بهتری بسازیم و آینده ای صد چندان بهتر برای فرزندمان که امیدوارم هیچ باد ناجوانمردی دنیای زیبایش را از هم نپاشد.